اگه از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت
میشه با ستاره های چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
میشه از برق نگات
خورشید و خاکستر کرد
میشه از گندمیای سر زلفت
یه عالم شعر نوشت
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
آره از عشق تو مردن داره
میشه از عشق تو مرد و
دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مرد و
دیگه از دست تو هم راحت شد
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
اگر از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت
…
برچسب: نویسنده: سام جعفری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:16
و چه این جمله به فکر همگی افتاده
بچه ها را چه کنیم؟
بچه ها میخواهند
بچه ها میرقصند
بچه ها میخوانند
این طریقی است که در خاطرشان میماند
ای فلانی!
دو سه خطی بنویس
ساده تر، رنگی تر
در پی قافیه و واژه نباش
سوژه امروزی، بگذر از دلسوزی
له له هایی همه دلسوزتر از مادرشان
بی خیال از غم فردایی و از عاقبت و آخرشان
من هنوز معتقدم میشود عشق به آنها آموخت
میتوان دربدر واژه بازار نبود
میتوان تقدیم کرد و پشیزی به پشیزی نفروخت
میتوان عشق به آنها آموخت
برچسب: نویسنده: سام جعفری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:16
ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺷﺐ ﻧﮕﺮﺍنیهایتﻫﺎﯾﺖ
ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﺑﺴﭙﺎﺭ ﻭﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺍﺳﺖ.
ﻭبیاد ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ سختیها،
محبتهای ﺍﻟﻬﯽﺍﻧﺪ ﺯﯾﺮﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ
ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺳﺎﺧﺘﻦِ ﮐﻠﯿﺪ ﻣﯽﺍﻓﺘﺪ..!
برچسب: نویسنده: سام جعفری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 19:16